مخابرات دزد

خرید بک لینک

وقتی کتابهای کتابخانه را از ساختمان سرایداری که خروارهاخاک روی آنها جمع شده بود به ساختمان اصلی منتقل کردیم، فکر نمی کردم کتابهامون این قدر مشتری پیدا کنند. خوشحالم که دیروز تقریبا همه بچه ها کتاب امانت گرفتند.


مخابرات دزد...

ما را در سایت مخابرات دزد دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 17 تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت: 8:26


مخابرات دزد...

ما را در سایت مخابرات دزد دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 38 تاريخ: پنجشنبه 5 بهمن 1396 ساعت: 20:33

کسانی که در فضای بیان زیر خط فقر فرهنگی به سر می برند حقشونه به دیگر بلاگرها معرفی بشوند.

جالب اینجاست با اون بیان توهین آمیز کامنت عمومی هم می نویسند در حالی که وقتی وبلاگشون را می خونید فکر می کنید چقدر این بلاگرها محترم و با شخصیت هستند...



مخابرات دزد...

ما را در سایت مخابرات دزد دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 16 تاريخ: پنجشنبه 5 بهمن 1396 ساعت: 20:33

چند روز پیش وقتی من مشغول نهار خوردن بودم، فاطمه درسا یهوداد زد: زلزله فرار کنید، یه دور تو پذیرایی زد بعد گفت شوخی کردم، دنبالش کردمبگیرم مگه تونستم به پاش برسم.

مخابرات دزد...

ما را در سایت مخابرات دزد دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 15 تاريخ: پنجشنبه 5 بهمن 1396 ساعت: 20:33

مخابرات دزد...

ما را در سایت مخابرات دزد دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 18 تاريخ: پنجشنبه 5 بهمن 1396 ساعت: 20:33

دیروز یکی از دخترها تو راهرو با چهره سرخشده و کمی استرس گفت: خانم یه سوال بپرسم ناراحت نمیشی؟ خوب در عرض چند ثانیه فکرمی کنی این میخواد چی بپرسه و آیا جوابش بدم یا نه و اصلا سوالش ناراحت کننده هستیا نه؟ فقط این چند ثانیه که داری به اینها فکر می کنی فکرای ناجور دیگه هم میادتو سرت؟ سابقه پرسیدن این سوالات زیادهحالا بعد از این چند ثانیه کوتاه میگم بگوناراحت نمی شم، [یا بعضی مواقع میگم اگه ناراحت کننده نباشه ناراحت نمیشم:)))) .......]گفت: خانم شما چکار می کنید که دندونهاتسفیده؟ خب منم گفتم واقعا اینطور به نظر میرسه؟ :): آره ما فکر می کنیم شما میرید دندانپزشکیکار خاصی انجام میدی.دقت کردید گفت « ما » یعنی کلاس اونهامیشنند درباره دندونهای مدیرشان بحث می کنند اونم بچه های دم کنکور... اونم چیزیکه من هرگز تصور نمی کردم براشون مهم باشهحالا کمی خوشحال شدم چون خودم اصلا از وضعدندونهام و رنگشون زیاد راضی نیستمگفتم: من کار خاصی نمی کنم فقط روزی دوبارمسواک میزنم و دوبار نخ دندون میکشم.البته من یه کار دیگه ای هم برای سفید شدندندون می کنم که از کانالهای سلامت یاد گرفتم ولی به شاگردم نگفتم اما به شما میگمماهی یکبار با زردچوبه دندونم را مسواک میزنم خیلی تاثیر نداره ولی خوبه. مخابرات دزد...

ما را در سایت مخابرات دزد دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 13 تاريخ: پنجشنبه 21 دی 1396 ساعت: 0:14

تف به ریا... میخوام یه چیزی بگم ممکنه بعضی ها خنده شون بگیره:) کفشاهام انگشت پامو اذیت میکرد از جعبه کمکهای اولیه یه چسب برداشتم الان عذاب وژدان دارم:) خب دست خودم نیست نخند :( آخه می دونید تمام هزینه مدرسه از جیب اولیا زحمت کشه. من دلم نمیاد چیزی برای خودم استفاده کنم باید یه چسب بخرم بذارم سر جاش.چند وقت پیش چارت سازمانی را تایپ کردم بعدش که دادم بنر درست کردند دیدم پر از اشتباه بوده مثلا یه شماره ردیف را دوبار زده بودم بقیه اشتباه شده بود. دوباره بردم چاپ کردم با هزینه خودم. به خودم گفتم اشتباه از خودم بوده باید تنبیه بشم.خلاصه اینکه وسواسی شدم نسبت به این موضوع البته ما از بچه های که وضعیت مالی خوبی ندارند هزینه دریافت نکردیم. مخابرات دزد...

ما را در سایت مخابرات دزد دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 20 تاريخ: پنجشنبه 21 دی 1396 ساعت: 0:14

دیروز روستای محل کارمون پس لرزه 3 ریشتریآمد، خیلی عجیب بود، اول انفجار بعد لرزش ساختمان، شانس آوردیم ابتدایی ها پایینبودند، اونها روزهای عادی موقع پایین آمدن از راپله مصدوم دارند وای به حال شرایط اینجوری .... دبیرستانی ها هم زود در رفتند، با وجود اینکه مانور زلزله بهشون گفتیمدرصورت امکان پناه بگیرن بهتره، باز گوش نکردند، دو تا از دبیرها خیلی ترسیده بودنددر حال غش بودند که یکی از دخترا رفت از آبدارخونه براشون آب آورد، بهشون گفتم شماباید بچه ها را دلداری بدین نه اینکه اینها براتون آب بیارند، تازه گریه هم میکردند، دبیر ریاضی بارداره، بنده خدا وایساده بچه ها بیان بیرون بعد خودش آمده، روحیه ش هم از همه بهتر بود، در عرض چند دقیقه اولیا همه ریختند تو حیاط مدرسه، نگران بچه هاشون بودند. دیگه کسی حاضر نشد به ساختمان برگرده مدرسه را تعطیل کردیم. ترکهای تازه تر اضافه شد به ترکهای قدیمی، خدا به دادمون برسه این روستا روی گسل واقع شده و پس لرزه هاش شدیده خلاصه حلالمون کنید امیدی به شهادت در راهشغل شریف معلمی هست :) چند روز پیش یه گونی کلیپس آوردند که بینبچه ها توزیع کنم، آخه کلیپس به چه درد زلزله زدها میخوره، ساندیس آوردن هیچکی نخورد،گندیده بود، الان چند کارتون ساندیس تو انبار رو هم گذاشتیم.بیسکویت آوردند، اندازه پر کاهی وزن نداشت، وقتی بوی کنسرو بادمجانش بهت بخوره تا سه روز مخابرات دزد...

ما را در سایت مخابرات دزد دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 14 تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 2:21

از خیابان فرعی رد شدم یهو یه راننده پژو دنده عقب با سرعت زیاد بدون اینکه عقب را نگاه کنه کوبید تو ماشینم خیلی ناراحت شدم حاضر نبود بپذیره مقصره گفت چراغم را شکستی باید خسارتش بدی، گفتم زنگ بزن پلیس اگه مقصر بودم تمام و کمال خسارتش میدم، آشنا بود ولی منو نشناخت از اونجا که مهمون شهرمون هستند فقط خواستم بپذیره مقصره............حکم تخریب خونه مون را دادند خونه ای که خاطرات زیادی ازش داریم و دل کندن ازش خیلی سخته... مخابرات دزد...

ما را در سایت مخابرات دزد دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 25 تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 2:21

اوج درد یک مدیر زمانی هست که مادر یکی از بچه های مدرسه دیگه بیاد پیشت بگه دخترم لباس گرم نداره بپوشه، صبح از سرما می لرزه براش لباس بخرید... یا مادر اون شاگردی که چشمهاش از بیماری قند داره کور میشه و هزینه عمل نداره ... وقتی مدیر شدم خیلی چیزها را دیدم...


مخابرات دزد...

ما را در سایت مخابرات دزد دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 10 تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 2:21

صفحه بندی